کتاب خلق عظیم پیامبر اعظم جلوه های رحمانی در رسول رحمت نوشته علی احمدی خواه که توسط انتشارات مسجد جمکران در سال 88 به چاپ رسیده است . این کتاب دارای سه بخش صفات پیامبررا بیان کرده است بخش اول به نام رحمت پیامبر خاتم نسبت به بشر وحقوق انسان بخش دوم رحمت پیامبر اعظم نسبت به حیوانات وبخش سوم روایت رحمت است این کتاب 359 صفحه دارد.در بخش سوم کتاب صفحه 268 امده است که رسول اکرم ص فرموده اند : مربی تربیت من پروردگارم بود او به من ادب آموخت پس چه نیکو تربیت نمود...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مهر ۱۴۰۱ساعت 14:42  توسط علیرضا جمشیدی  | 

کتاب خلق عظیم پیامبر اعظم جلوه های رحمانی در رسول رحمت نوشته علی احمدی خواه که توسط انتشارات مسجد جمکران در سال 88 به چاپ رسیده است . این کتاب دارای سه بخش صفات پیامبررا بیان کرده است بخش اول به نام رحمت پیامبر خاتم نسبت به بشر وحقوق انسان بخش دوم رحمت پیامبر اعظم نسبت به حیوانات وبخش سوم روایت رحمت است این کتاب 359 صفحه دارد.در بخش سوم کتاب صفحه 268 امده است که رسول اکرم ص فرموده اند : مربی تربیت من پروردگارم بود او به من ادب آموخت پس چه نیکو تربیت نمود...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مهر ۱۴۰۱ساعت 14:42  توسط علیرضا جمشیدی  | 

کتاب "آب هرگز نمی میرد"خاطرا ت جانبازمیرزا محمد سلگی از فرماندهان لشکر 32 انصار الحسین ع است که به قلم حمید سام توسط انتشارات صریربه چاپ رسیده است.

این کتاب دارای یازده فصل و هفتصد چهل وهشت صفحه می باشد.در بهمن ماه سال 1395 و در مراسم ششمین پاسداشت ادبیات جهاد و مقاومت متن تقریط رهبر انقلاب از این کتاب منتشر شد.

از طرف دیگر، کتاب آب هرگز نمی‌میرد در سال 1394 جایزه‌ی جشنواره‌ی جلال آل احمد را برای حمید حسام به ارمغان آورد؛ بنابراین، این کتاب هم ارزش ادبی و هم ارزش معنوی و انقلابی را یک جا دارد.در بخشی از این کتاب می خوانیم"در بیمارستان همان پوست نیم‌بند پای چپ را با قیچی کندند و هر دو پا مثل هم از زیر زانو قطع شدند و استخوان‌ها از بالای زانوهای هر دو پا تا کشاله ران شکسته و پر از ترکش ریز.

ظرف یک ساعت اتاقی که بستری بودم از همرزمان پر شد. آمده بودند که خون بدهند، علی چیت سازیان پیش‌قدم شد و اولین کیسه خون را او داد و چند نفری که گروه خونشان می‌خورد خون دادند.
چشم در چشم علی چیت سازیان داشتم، اگر می‌دانستم این آخرین بار است که او را می‌بینم، هرگز چشمانم را نمی‌بستم اما از اینکه خون شیرمردی مثل علی چیت سازیان در رگ‌هایم جاری می‌شد احساس خوبی داشتم. خیلی زود خبر مجروحیتم تا قرارگاه نجف رفت. فرمانده سابق لشکر ما حاج مهدی کیانی معاون قرارگاه نجف شده بود اما قبل از آمدن او از هوش رفتم...

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مهر ۱۴۰۱ساعت 14:2  توسط علیرضا جمشیدی  |